قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3522

تاريخ الفي ( فارسى )

را از خندق گذرانيده فيصل شهر را سوراخ كردند و به شهر درآمدند و تا محمّد خرنگ « 1 » خبردار مىشد ، خوارزميان بر وى ريخته او را دستگير نمودند . و چون آوازهء شجاعت و قوّت وى بسيار بود ، يكى از امراى خوارزميان فى الحال حربه‌اى كه در دست داشت بر شكمش زد و ديگرى سرش را از تن جدا كرد . و چون سر او به خوارزم رسيد ، خوارزمشاه بسيار تأسف خورد و بر آن جماعت انكار فرمود . امّا چون كار از دست رفته بود ، تأسف سودى نداشت . و چون مرو به دست خوارزمشاه افتاد و محمّد خرنگ به قتل رسيد و شهاب الدّين در كار خود متحيّر ماند ، اركان دولت خوارزمشاه او را به دلايل معقوله خاطرنشان كردند كه الحال هرات مىبايد گرفت و در آن باب توقّف كردن وجهى ندارد . بنابراين ، خوارزمشاه با لشكرى آراسته از خوارزم به عزيمت تسخير هرات متوجّه خراسان شد . چون به ظاهر شهر هرات رسيد از اطراف و جوانب منجنيق‌ها نصب نمود . آلپ غازى كه از قبل سلاطين غور حاكم هرات بود ، كسان پيش خوارزمشاه فرستاد و تضرّع بسيار نموده گفت : « بعد از اين من ضامن كه هيچ احدى از مردم غور به تاخت و تاراج ولايت شما نيايد و بىاندامى نكند . » مع هذا مبلغى عظيم نعل بها نزد خوارزمشاه فرستاد . و چون فرستادگان آلپ غازى نزد خوارزمشاه رسيده سخنان او را به عرض رسانيدند ، خوارزمشاه ملتمسات او را مبذول داشته ، دست از محاصرهء شهر هرات كوتاه نمود . و آلپ غازى به خدمت خوارزمشاه آمده به عنايات پادشاهانه سرافراز گرديد ، و خوارزمشاه او را معزّز و مكرّم باز به هرات فرستاد و خود به جانب خوارزم مراجعت نمود . و در بعضى تواريخ عجم چنين آمده كه آلپ غازى مبلغى عظيم قبول كرده از پيش خوارزمشاه به هرى آمده ، آن وجه را به رعايا توجيه نمود و به ضرب كتك و شكنجه شروع در تحصيل آن كرد . و چون اين خبر به خوارزمشاه رسيد ، كس پيش او فرستاد كه « دست از رعايا بازدار و ايشان را ميازار كه ما آن مبلغ را بخشيده‌ايم . » و از اين رهگذر مردم خراسان بالتمام خواهان خوارزمشاه بودند و از ظلم غوريان پيش حق سبحانه تعالى در اوقات شريفه شكايت مىكردند ، تا آنكه دولت غوريه روى به زوال نهاد ، چنانچه عن‌قريب مذكور شود . تا دل مردِ خدا نايد به درد * هيچ قومى را خدا رسوا نكرد على اىّ حال چون خوارزمشاه از خراسان به خوارزم مراجعت نمود ، سلطان شهاب الدين از اطراف و جوانب سپاه به‌هم رسانيده متوجّه خوارزم شد . و چون اين خبر به سمع خوارزمشاه رسيد و به تحقيق پيوست كه شهاب الدّين ، صاحب غور ، با لشكرى زياده از ملخ و مور متوجّه

--> ( 1 ) . ق : پهلوان چرمك .